صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1938

غزل شمارهٔ 1938

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 23

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
نازنینی را رها کن با شهان نازنین
ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
22
سایه خویشی فنا شو در شعاع آفتاب
چند بینی سایه خود نور او را هم ببین
33
درفکنده‌ای خویش غلطی بی‌خبر همچون ستور
آدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین
44
از خیال خویش ترسد هر کی در ظلمت بود
زان که در ظلمت نماید نقش‌های سهمگین
55
از ستاره روز باشد ایمنی کاروان
زانک با خورشید آمد هم قران و هم قرین
66
مرغ شب چون روز بیند گوید این ظلمت ز چیست
زانک او گشته‌ست با شب آشنا و همنشین
77
شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت
سوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین

کو به نقشی دیگر آید سوی تو، می‌دان یقین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1937

اگلی نظم

می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان

سوی عنقا می کشاند استخوان عاشقان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1939

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمین

هرکجا پا می‌نهی آیینه می‌بوسد زمین

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2556

بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمین

نقش پای جلوه‌ای داریم در خط جبین

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2558

نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین

سرنوشت ماست نام دیگران ‌همچون نگین

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2560

گفت دانایی چو پرسیدم که قلب العبد این

از سر بینش که قلب العبد بین الاصبعین

جامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 2

برتر آمد در علو این منزل از چرخ برین

نیست با این منزلت یک خانه در روی زمین

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 21

جامی ارباب کرم نایاب چون عنقا شدند

اهل همت را بود قاف قناعت فرض عین

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 37

ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین

اهل بینش را تماشای جمالت فرض عین

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 739

ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین

خواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد ازین

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 742

صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین

عقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمین

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476

آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین

بر زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین

سعدی»مواعظ»مراثی»در زوال خلافت بنی‌عباس

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00