رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1939غزل شمارهٔ 1939شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انعاشقانہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمی پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقانسوی عنقا می کشاند استخوان عاشقان2نقل کریںای دریغا چشم بودی تا بدیدی در هواتا روان دیدی روان گشته روان عاشقان3نقل کریںاشتران سربریده پای بالا می نهنداشتر باسر مجو در کاروان عاشقان4نقل کریںآن جنازه برپریدی گر نگفتی غیرتشبی نشان رو بینشان رو بینشان عاشقان5نقل کریںچون به گورستان درآید استخوان عاشقیصد نواله پیچد از وی میرخوان عاشقان6نقل کریںذره ذره دف زدی و کف زدی در عرس اوگر روا بودی شدن پیدا نهان عاشقان7نقل کریںچون تن عاشق درآید همچو گنجی در زمینصد دریچه برگشاید آسمان عاشقان8نقل کریںدر کفن پیچید بینید ای عزیزان کوه قافچشم بند است این عجب یا امتحان عاشقان9نقل کریںخرمن گل بود و شد از مرگ شاخ زعفرانصد گلستان بیش ارزد زعفران عاشقان10نقل کریںای رسول غیرت مردان دهانم را مگیرتا دو سه نکته بگویم از زبان عاشقان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنازنینی را رها کن با شهان نازنینناز گازر برنتابد آفتاب راستینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1938اگلی نظمای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنانمی زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1940زمینہم وزن و قافیہ نظمیںامشب افتاده ست شوری در میان عاشقانگویی آن کان نمک شد میهمان عاشقانجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393ساده است از نقش انجم آسمان عاشقاناین نشان از بی نشان دارد روان عاشقانصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5977آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنازنینی را رها کن با شهان نازنینناز گازر برنتابد آفتاب راستینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1938
اگلی نظمای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنانمی زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1940
امشب افتاده ست شوری در میان عاشقانگویی آن کان نمک شد میهمان عاشقانجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393
ساده است از نقش انجم آسمان عاشقاناین نشان از بی نشان دارد روان عاشقانصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5977