Go, nimble-rising soul go on a strange journey to the sea of meanings, for you are a precious pearl.
If you remember, you have passed through water and clay; do not be vexed that you are passing from this terrace too.
Wash your wings of this water and clay, and become light and nimble; what are you doing not to fly in the wake of your friends who have flown?
Ho, break the pitcher and enter the river, O water of life; before every pitcher-breaker how long will you be the potter?
From this mountaintop go like a torrent towards the sea, for this mountain to no one’s body offers an abiding-place.
Enough, cut not away from the Sun either to East or West, for through him you are now a crescent, now as a moon at the full.
زمین
رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1991
نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری
این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 487
خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را
باز گویم نه، که صد بار از او نحستری
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 45
بخت آیینه ندارم که در او مینگری
خاک بازار نیرزم که بر او میگذری
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 545
خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس
بازگویم نه که صدباره ازو نحستری
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 201
دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت
گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 202
برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست
طبق حلوا داماد و تو او را خسری
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 181
شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری
آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 182 - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی
که برد از من بیدل بر جانان خبری؟
یا که آرد ز نسیم سر کویش اثری؟
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 24 - در مدح شیخ حمیدالدین
به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
کی فریبد شه طرار مرا طراری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2871