Garden, do you know in whose wind you are dancing? You are pregnant with fruit, intoxicated with the rose bower.
Why do you possess this spirit, if you are this body? Why do you paint this image, if you are all soul?
What offering is life to you? Dates brought to Bas.ra! How can I speak of you as a pearl, since you are the envy of Oman?
Reason, wag your chin this wise by your own analogy; what do you know of that wise, being fascinated by [human] chins?
It is difficult to play the lute for the deaf, or to sprinkle sugar over the head of one suffering from the bile.
Faith borrows a hundred eyes to see him, until faith becomes drunk with that wine divine.
I fall at the foot of the heart; every day I say, “Your secret will be hidden unless you cause it to leap forth.”
That six-sided dice is appropriate to that checkerboard; how shall the human dice be contained in any bowl?
Shams al-H. aqq-i Tabr¯ız¯ı, why do I return every instant to your hand, if you are not the king?
زمین
از خانه برون رفتم من دوش به نادانی
تو قصهٔ من بشنو تا چون به عجب مانی
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 195
ای رند قلندر کیش، می نوش ز کس مندیش
انگار همه کم بیش، زیرا که دل درویش
عراقیدیوان اشعارمقطعاتشمارهٔ 9 - مثلث
ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی
در هر خم زلف او گمراه مسلمانی
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 280
ترسا بچهای لولی همچون بت روحانی
سرمست برون آمد از دیر به نادانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 805
پنهان به میان ما میگردد سلطانی
و اندر حشر موران افتاده سلیمانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2570
ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
پنهان شده و افکنده در شهر پریشانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2571
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2572
در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
و اندر تتق غیبی صد یوسف کنعانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2573
از آتش ناپیدا دارم دل بریانی
فریاد مسلمانان از دست مسلمانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2574
مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
خویش من و پیوندی نی همره و مهمانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2606