صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1966

غزل شمارهٔ 1966

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 23

صنف: قصیده

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
مست کن جان را که تا اندررسد در کاروان
22
از خم آن می که گر سرپوش برخیزد از او
بررود بر چرخ بویش مست گردد آسمان
33
زان میی کز قطره جان بخش دل افروز او
می شود دریای غم همچون مزاجش شادمان
44
چون نهد پا در دماغ سرکشان روزگار
در زمان سجده کنان گردند همچون خادمان
55
جان اگرچه بس عزیز است نزد خاص و نزد عام
لیک نزد خاص باشد بوی آن می جان جان
66
جان و ماه و جان و قالب بی‌نشان شد از میی
کید او از بی‌نشانی بردراند هر نشان
77
خمخانه لم یزل جوشیده زان می کز کفش
گشته ویرانه به عالم در هزاران خاندان
88
گر به مغرب بوی آن می از عدم یابد گشاد
مست گردند زاهدان اندر هری و طالقان
99
دست مست خم او گر خار کارد در زمین
شرق تا مغرب بروید از زمین‌ها گلستان
1010
بانگ چنگ چنگی سرمست عشقش دررسد
در جهان خوف افتد صد امان اندر امان
1111
گر ز خم احمدی بویی برون ظاهر شود
چون میش در جوش گردد چشم و جان کافران
1212
گر ز خمر احمدی خواهی تمام بوی و رنگ
منزلی کن بر در تبریز یک دم ساربان
1313
تا شوی از بوی جان حق خصال می فعال
وز تجلی‌های لطفش هم قرین و هم قران
1414
در درون مست عشقش چیست خورشید نهان
آن که داند جز کسی جانا که آن دارد از آن
1515
گرچه می پرسید عقلم هر دم از استاد عشق
سر آن می او نمی‌فرمود الا آن آن
1616
هر دمی از مصر آن یوسف سوی جان‌های ما
تنگ‌های شکر می وش رسد صد کاروان
1717
جان من در خم عشقش می بجوشد جوش‌ها
آه اگر بودی سوی ایوان عشقش نردبان
1818
چون جهد از جان من القاب او مانند برق
چشم بیند از شعاعش صد درخش کاویان
1919
صد هزاران خانه‌ها سازد میش در صحن جان
چون کند زیر و زبر سودای عشقش خاندان
2020
بوی عنبر می رود بر عرش و بر روحانیان
گرچه جان تو خورد هم نیم شب از می نهان
2121
از ملولی هجر او چون سامری اندر جهان
جانم از جمله جهان گشته‌ست صحرا بر کران
2222
چون شراب موسی افکن زان خضر کف دررسد
صد چو جان من درآید چون کمر اندر میان
2323
ای خداوند شمس دین مقصود از این جمله توی
ای که خاک تو بود چون جان من دور زمان
2424
در پی آن می که خوردم از پیاله وصل تو
این چنین زهرت ز جام هجر خوردم مزمزان
2525
همچو تبریز و چو ایام همایون تو شاه
خود نبوده‌ست و نباشد بی‌مکان و بی‌اوان
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در میان ظلمت جان تو نور چیست آن

فر شاهی می نماید در دلم آن کیست آن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1965

اگلی نظم

ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان

ای سیاهی بر سیاهی جان تو از گرد نان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1967

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن که فصل گل همی گویند، اینک آمد آن

گل گریبان می درد از خجلت نسرین خزان

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1558

آخر از بار تعلق‌های اسباب جهان

عبرتی بستیم بر دوش نگاه ناتوان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2392

بسته‌ام چشم امید از الفت اهل جهان

کرده‌ام پیدا چوگوهر در دل دریا کران

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2394

بعد مردن از غبارم‌ کیست تا یابد نشان

نقش پای موج هم با موج می‌باشد روان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2395

سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان

مغز ما را چون صدف خواهد برآورد استخوان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399

صورت اظهار معنی نیست محتاج بیان

ای دلت آیینه عرض جوهرت دارد زبان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2400

قبه بر کیوان رساند این کاخ گردون آستان

گو کلاه انداز ازین شادی زمین برآسمان

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 10

آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشان

شد مرا مربوط با هر موی او رگ‌های جان

جامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 10

این همایون خانه کامد خانه چشم جهان

روشنایی باد ازو چشم جهان را جاودان

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 20

جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان

در میان جان شیرین سر ما باید نهان

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 381

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00