صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1288

غزل شمارهٔ 1288

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
چو رو نمود به منصور وصل دلدارش
روا بود که رساند به اصل دل دارش

When union with the Beloved showed itself to Mans.¯ur, it was right that the gallows should bring him to the heart’s Origin.

22
من از قباش ربودم یکی کلهواری
بسوخت عقل و سر و پایم از کلهوارش

I snatched a cap’s length from his robe; his cap’s length consumed my reason and head and foot.

33
شکستم از سر دیوار باغ او خاری
چه خارخار و طلب در دلست از آن خارش

I broke off a thorn from the top of the wall of his garden; what itching and questing is in my heart from that thorn of his!

44
چو شیرگیر شد این دل یکی سحر ز میش
سزد که زخم کشد از فراق سگسارش

Since one morning through his wine this heart became a lion-taker, it is only meet that it should be smitten by the monster of separation from him.

55
اگر چه کره گردون حرون و تند نمود
به دست عشق وی آمد شکال و افسارش

Though heaven’s colt appeared refractory and untamed, it was tethered and headstalled by the hand of His love.

66
اگر چه صاحب صدرست عقل و بس دانا
به جام عشق گرو شد ردا و دستارش

Though reason is high-ranking and very learned, its gown and turban have been pawned for the cup of love.

77
بسا دلا که به زنهار آمد از عشقش
کشان کشان بکشیدش نداد زنهارش

Many a heart came seeking refuge from His love; dragging it along He dragged it to Him, and gave it no quarter.

88
به روز سرد یکی پوستین بد اندر جو
به عور گفتم درجه به جو برون آرش

One cold day a fur coat was in a river; I said to a naked man, “Jump in and seek, and bring it out!”

99
نه پوستین بود آن خرس بود اندر جو
فتاده بود همی‌برد آب جوبارش

It was not a fur coat, it was a bear in the river; it had fallen in, and the current was carrying it along.

1010
درآمد او به طمع تا به پوست خرس رسید
به دست خرس بکرد آن طمع گرفتارش

The man entered eagerly and reached the skin of the bear; that eagerness made him prisoner in the bear’s arms.

1111
بگفتمش که رها کن تو پوستین بازآ
چه دور و دیر بماندی به رنج و پیکارش

I said to him, “Let go the fur coat, come back! How long and far you have remained through toiling and battling with it!”

1212
بگفت رو که مرا پوستین چنان بگرفت
که نیست امید رهایی ز چنگ جبارش

He said, “Go; the coat has so seized me that I have no hope of escape from its powerful clutches.

1313
هزار غوطه مرا می‌دهد به هر ساعت
خلاص نیست از آن چنگ عاشق افشارش

Every moment it immerses me a thousand times; there is no escape from its lover-squeezing claws.”

1414
خمش بس است حکایت اشارتی بس کن
چه حاجتست بر عقل طول طومارش

Silence, of stories enough; just give a hint; what need has the reason for long volumes?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش

که هر دو آب حیاتست پخته و خامش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1287

اگلی نظم

دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش

چو تشنه تو باشد که باشد سقایش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1289

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بهار صنع چو دیدیم در سر و کارش

به رنگ رفته نوشتم برات‌گلزارش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1780

چه لازم است‌ کشد تیغ چشم خونخوارش

به روی دل‌ که نفس نیز می‌کند کارش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1781

دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟

یتیم خسته که از پای برکند خارش؟

سعدی»مواعظ»مراثی»در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی

به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد

به یک کرشمه دیگر تمام کن کارش !

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5005

نشد ز سیلی خط چشم مست، هشیارش

دگر که می کند از خواب ناز بیدارش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5006

تمام اوست که فانی شدست آثارش

به دوستگانی اول تمام شد کارش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1282

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00