صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 409

غزل شمارهٔ 409

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انهخویش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش

نگاهبان خودم من بر آستانهٔ خویش

2

به هر طریق که بگذشته بی تاسف نیست

به سوز و داغ دی و عشرت شبانهٔ خویش

3

در آن دیار دلم کرده خو به بد مستی

که محتسب کند از شعله تازیانهٔ خویش

4

ز مشکلات محبت نیفکنم دامی

که مرغ عقل نسازد به آب و دانهٔ خویش

5

نهفته سر دهم از دیده سیل خون، که مباد

غم زمانه برد جدولی به خانهٔ خویش

6

در این مکوش که آید دلت به جان، عرفی

که مرغ شوق بخوابد در آشیانهٔ خویش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از سخن شهد ناب می چکدش

وز تبسم شراب می چکدش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 408

اگلی نظم

دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش

نه آن خونی که بتوان از گرستن داد بیرونش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 410

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من و خیال تو شبها و کنج خانه خویش

سرود بیخودی و آه عاشقانه خویش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501

نمی روم به بهشت برین زخانه خویش

به گل فرو شده پایم درآستانه خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5031

به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش

زمین پاک طلب کن برای دانه خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5032

رمید طایر جانم ز آشیانه خویش

که در هوای تو خوش یافت آب و دانه خویش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 350

منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش

مگو، مگو ز غم، آرایش زمانهٔ خویش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 389

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور