صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 350

غزل شمارهٔ 350

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انهخویش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رمید طایر جانم ز آشیانه خویش

که در هوای تو خوش یافت آب و دانه خویش

2

دل از قفای نظر کو به کوی می گردد

نظر ز شوق تو گم کرده راه خانه خویش

3

ز باغ رفت گل و بلبلان خموش شدند

من اسیر همان عاشق فسانه خویش

4

کسی که واقف ذوقی شود نمی بینم

بغیر خویش که می رقصم از ترانه خویش

5

به شب که دردی دردی به کام دل ریزند

کنم به روز طرب از می شبانه خویش

6

مروت و کرم از دیگری نمی بینم

نشسته ام به گدایی بر آستانه خویش

7

ز بس که دور زمان را ز خسروان ننگ است

زمانه نازد اگر گویمش زمانه خویش

8

به گنج خانه محمود مدح نفروشم

به شاهنامه خرم بیت عاشقانه خویش

9

تو را که نقد جهان باید از طلب منشین

مرا خوش است دل از داغ جاودانه خویش

10

اگر ز برهمنان سرکشی، نیازارند

تو را که هست بت خویش در خزانه خویش

11

دلی به شرط «نظیری » نهاده بر سر راه

به هر که تیر زند می‌دهد نشانه خویش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی تو نه با غم خوش و نی خانه خوش

با نگار خانگی ویرانه خوش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 349

اگلی نظم

طاعت پیر مغان کن وز همه بیگانه باش

اول از میخانه بودی آخر از بتخانه باش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 351

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من و خیال تو شبها و کنج خانه خویش

سرود بیخودی و آه عاشقانه خویش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501

نمی روم به بهشت برین زخانه خویش

به گل فرو شده پایم درآستانه خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5031

به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش

زمین پاک طلب کن برای دانه خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5032

منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش

مگو، مگو ز غم، آرایش زمانهٔ خویش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 389

به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش

نگاهبان خودم من بر آستانهٔ خویش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 409

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور