صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 208

غزل شمارهٔ 208

شاعر: عرفی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ریبود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا بود سراسیمه دلم در به دری بود

اندیشهٔ دل جامگی و دل سفری بود

2

هرگاه که اندیشه عنان در کف من داشت

کارم همه در کاسهٔ صاحب نظری بود

3

با آن که نمی داد امان سیلی فقرم

دایم سر من درهوس تاجوری بود

4

هرگاه که مژگان مرا شوق تو برداشت

گر قطره و گر دجله سرشکم جگری بود

5

در بستهٔ اندیشه به جز خار ندیدم

گل ها همه در خوابگه بی خبری بود

6

نگسسته زهم جذبهٔ توفیق و گرنه

شبگیر طلب بر اثر بی بصری بود

7

جمعیت عرفی همه دانست که عمری

سوداگر بازارچهٔ بی هنری بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند

که جام می شکنند و زجاج می طلبند

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 207

اگلی نظم

تا به کی عمر به افسوس و جهالت برود

نشأ باده به تاراج ملامت برود

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 209

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنروز که پیدایی ما را اثری بود

در آینهٔ ذره غبار نظری بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1513

با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود

لبریز خیال توگداز جگری بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1514

آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود

سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 216

یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود

کاو را به سر کُشتهٔ هجران گذری بود

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261

تامنزل من بادیه بیخبری بود

هر موج سرابم به نظر بال پری بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4421

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور