شاعر: حافظ
زمین
آنروز که پیدایی ما را اثری بود
در آینهٔ ذره غبار نظری بود
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1513
با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود
لبریز خیال توگداز جگری بود
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1514
یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
کاو را به سر کُشتهٔ هجران گذری بود
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 261
تامنزل من بادیه بیخبری بود
هر موج سرابم به نظر بال پری بود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4421
تا بود سراسیمه دلم در به دری بود
اندیشهٔ دل جامگی و دل سفری بود
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 208