حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 215غزل شمارهٔ 215شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: لهبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود2نقل کریںحدیثِ عشق که از حرف و صوت مُستَغنیستبه نالهٔ دف و نی در خروش و ولوله بود3نقل کریںمباحثی که در آن مجلسِ جنون میرفتوَرایِ مدرسه و قال و قیلِ مسأله بود4نقل کریںدل از کرشمهٔ ساقی به شُکر بود ولیز نامساعدیِ بختش اندکی گِلِه بود5نقل کریںقیاس کردم و آن چشمِ جادوانهٔ مستهزار ساحر چون سامریش در گَله بود6نقل کریںبگفتمش به لبم بوسهای حوالت کنبه خنده گفت کِیات با من این معامله بود؟7نقل کریںز اخترم نظری سعد در رَه است که دوشمیان ماه و رخِ یارِ من مُقابله بود8نقل کریںدهانِ یار که درمانِ دردِ حافظ داشتفغان که وقتِ مُرُوَّت چه تنگ حوصله بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 214اگلی نظمآن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 216زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبه غمزه روز الستم همین معامله بودابد رسید و نیاسودم این چه مشغله بودنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 252آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بودتعبیر رفت و کار به دولت حواله بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 214
اگلی نظمآن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 216
به غمزه روز الستم همین معامله بودابد رسید و نیاسودم این چه مشغله بودنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 252