صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 520

غزل شمارهٔ 520

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

درین میدان پر نیرنگ حیرانست دانایی

که یک هنگامه آرایست و صد کشور تماشایی

2

ز راه عقل و آگاهی مشعبد می کند بازی

که غلطان مهره زرینست و نیلی حقه مینایی

3

به عمد آوازه سیمرغ و قاف افتاده در عالم

عبث نظارگی گردیده مشتی گول سودایی

4

خواص طبع جادو سیمیایی چند بنموده

هوای نفس خاکی در غبار غفلت اندایی

5

اگر نوعی که هست از رخ حقیقت پرده بردار

نظر ماند به رسوایی خرد افتد به شیدایی

6

جز او نیرنگ بینی نیست تا چون و چرا گوید

که هم او خود تماشائیست در هنگامه آرایی

7

همه زو چون خرد دانا و او برتر ز دانش ها

همه زو چون نظر پیدا و او پنهان ز پیدایی

8

ز شأن حسن تو نتوان نشان گفتن معاذالله

تو در دانش نمی گنجی، تو در بینش نمی آیی

9

کسی را نیست حد امتناع از امر و نهی تو

مسلم هرچه کردی نهی، بر حق هرچه فرمایی

10

به مستوری نشد کارم به رسوایی علم گشتم

شکیبی کز تو باشد می گریزم زان شکیبایی

11

به ذکرت جان دهد کلک «نظیری » وین عجب نبود

کز افسون حدیث تو کند افعی مسیحایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دگر خدا بود ای دل سر کجا داری

که یک دو روز شد آتش به زیر پا داری

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 519

اگلی نظم

ازین مجلس نمی خیزد دمی کاحیا کند گوشی

پیاله چشم بگشاید صراحی واکند گوشی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 521

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی

من و کنج غم و هر کس به باغی و تماشایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1966

نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سودایی

به هر جا می‌روم از خویش می‌بالد تماشایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2633

اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب مایی

به هر جا جلوه‌ گر کردی همان جز دور ننمایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2797

برون تازست حسن بی‌مثال از گرد پیدایی

مخوان بر نشئهٔ نازپری افسون مینایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2799

بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی

به چندین رنگ و بوی خفته مژگانم زند پایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2800

درتن ویرانه بی‌سعی قناعت وانشد جایی

به دامن پاکشیدم یافتم آغوش صحرایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2807

عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیمایی

به ‌قلب آسمانها می‌زنم از آه هیهایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2810

نشد آیینه‌ کیفیت ما ظاهر آرایی

نهان ماندیم چون معنی به چندین لفظ پیدایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2812

بیا ای عشق پر غوغا که در هر جا فرود آیی

غم آری جان گدازی عمر کاهی محنت افزایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 461

عجب مطبوع و موزونی عجب زیبا و رعنایی

عجب شوخ دل آشوبی عجب ماه دل آرایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 975

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور