صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 405

غزل شمارهٔ 405

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ول

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نخست عشق به میخانه کرد نزول

به گرد مدرسه گردیدنست نامعقول

2

ز راه ضربت دستست رقص بی حالان

سماع عشق نخیزد مگر ز اصل اصول

3

کمینه بوالعجبی، در دیار عشق این است

که حاکمی شود از حکم کودکی معزول

4

از آن عزیز خراباتیان شدیم که ما

ادب نگاه نداریم، در خروج و دخول

5

برون ز دلبر شهری، درون ز شاهد غیب

گنه به طور ملامت کشان بود مقبول

6

متاع هر دو جهان را به یک گدا بخشیم

گر از هزار تمنا، یکی رسد به حصول

7

بلند شد سخن عشق، لیک معذوریم

که نیست رخصت گفتار جز بقدر عقول

8

غرض گدای در دوست بودنست ارنه

به گنج ها نکنیم التفات بر مسئول

9

خموش تا نشناسد کسی «نظیری » را

چه لازم است که معلوم گردد این مجهول

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل

دیگر به سوی خویش ندیدیم روی دل

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 404

اگلی نظم

کتاب خوانده شد و، شبهه‌ای نشد مغفول

به هیچ مسئله خاطر نمی‌شود مشغول

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که فصل بهار است و محتسب معزول

معاشران به فراغت به کار خود مشغول

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216

اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول

رَسَد به دولتِ وصلِ تو کارِ من به اصول

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 306

من ایستاده‌ام اینک به خدمتت مشغول

مرا از آن چه که خدمت قبول یا نه قبول

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 350

نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول

در سرای به هم‌کرده از خُروج و دُخول

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 351

جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول

به سبحه است سر و کار عامل معزول

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5258

کتاب خوانده شد و، شبهه‌ای نشد مغفول

به هیچ مسئله خاطر نمی‌شود مشغول

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور