صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 404

غزل شمارهٔ 404

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ویدل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل

دیگر به سوی خویش ندیدیم روی دل

22

صاحبدلی بود که نصیبی به ما دهد

گویی به خاک ما نرسیدست بوی دل

33

آن را که رخ ز آیینه دوست تافتند

پهلوی دل نشسته نبیند عدوی دل

44

بر من نکرد مرحمتی پیر می فروش

تا بر سر خمش نشکستم سبوی دل

55

بر حق گرفت خون دل و دیده دامنم

از عیش های دیده بریدم گلوی دل

66

دستم به چاک سینه از آن باز کرده اند

تا من به آب دیده کنم شست و شوی دل

77

اغوای دیو و ذلت آدم به آب رفت

سر داده اند سیل محبت به جوی دل

88

هرچند گویم از غم دل بیشتر شود

خالی نمی شود دلم از گفتگوی دل

99

گفتم شوم ملازم دل بینمت مگر

هرچند برشدم نرسیدم به کوی دل

1010

زان دم که دل به دست رضایت سپرده ام

از وی نکرده ام پس از آن جستجوی دل

1111

یاری که دستگیری یاری کند کجاست؟

از هر غمم غم تو کند جستجوی دل

1212

بنشین که راحتست «نظیری » وجود عشق

یک آرزو کنند هزار آرزوی دل

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نیم ز کعبه به می خوردن مجاز خجل

به پیش باده فروشم ز کشف راز خجل

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 403

اگلی نظم

نخست عشق به میخانه کرد نزول

به گرد مدرسه گردیدنست نامعقول

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 405

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای فرق تا به پای همه آرزوی دل

آب حیات رانده خیالت به جوی دل

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1231

تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل

تا کی به سینه زنم ز آرزوی دل

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5263

صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل

تا گَرد غم به شِکوه نجنبد ز روی دل

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 421

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور