صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5263

غزل شمارهٔ 5263

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ویدل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
11

تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل

تا کی به سینه زنم ز آرزوی دل

22

افتد ز طرف کعبه و بتخانه دربدر

سر گشته ای که راه نیابد به کوی دل

33

یوسف یکی و نکهت پیراهنش یکی است

از هیچ غنچه ای نتوان یافت بوی دل

44

ساحل ز جوش سینه دریاست بی خبر

با زاهدان خشک مکن گفتگوی دل

55

فانوس نیست پرده بیداری چراغ

باطل ز خواب چشم نگردد وضوی دل

66

دشنام تلخ در قدحش باده می شود

در بیخودی بهانه تراش است خوی دل

77

شاید درین غبار بود آن در یتیم

فارغ مباش یک نفس از رفت وروی دل

88

بیهوشی من است گرانخواب ورنه من

دریا به جای آب فشاندم به روی دل

99

دیوار و در حجاب نگردد فرشته را

هرگز نبسته است کسی در به روی دل

1010

گر عاشقی ز گرد علایق غمین مباش

کان لعل آبدار دهد شستشوی دل

1111

هر ذره ای که هست دل از دست داده است

بیچاره عاشق از که کند جستجوی دل

1212

در هر شکست فتح دگر هست عشق را

پرمی شود ز سنگ ملامت سبوی دل

1313

تا سینه تو پاک نگردد ز آرزو

هرگز خبر نیابی ازان آرزوی دل

1414

طفل بهانه جو جگر دایه می خورد

بیچاره ان کسی که شود چاره جوی دل

1515

میخانه است کاسه سر فیل مست را

صائب ز خود شراب برآرد سبوی دل

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چرخ است حلقه در دولتسرای دل

عرش است پرده حرم کبریای دل

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5262

اگلی نظم

آن کس که درد رابه دوا می کند بدل

راه صواب رابه خطا می کند بدل

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5264

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای فرق تا به پای همه آرزوی دل

آب حیات رانده خیالت به جوی دل

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1231

صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل

تا گَرد غم به شِکوه نجنبد ز روی دل

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 421

زان شب که یار کرد نگاهی به سوی دل

دیگر به سوی خویش ندیدیم روی دل

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 404

◆

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00