صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 123

غزل شمارهٔ 123

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: وناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است

به هر ترنم مرغی هزار مضمون است

2

زبان بلبل شوخ از سخن نمی افتد

اگر چه خورده گل همچو در مکنون است

3

بهوش زی که تو گر از برون نمی بینی

درون پرده ببینند هرچه بیرون است

4

اگر به لذت لطف نهان رسی دانی

که اندک تو ز بیشت چگونه افزون است

5

به شور وادی و فریاد سیل خروش داریم

کز اهل سلسله ماست هر که مجنون است

6

ز روی دوست هویدا بود سعادت دوست

نوشته اند به عنوان که خاتمت چون است

7

نشان ذوق حقیقت به نازکان ندهند

چه شد که فاخته خوش گوی و سرو موزون است

8

اگر کنار بیابان عشق دریابی

ز خون کشته ببینی هزار جیحون است

9

به هیچ کاسه چشم گدای پر نشود

مگر ز کاسه آزادگان که وارون است

10

چو نام توبه گرفتم، قدح به یاد آمد

بنوش باده «نظیری » که فال میمون است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست

لاله این باغ پژمردن نمی‌داند که چیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122

اگلی نظم

محبت تو به هر دل نشست کین ننشست

دمی به هر که نشستی دگر غمین ننشست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 124

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون است

ببین ز دیده پر خون که حال دل چون است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64

ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است

ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 54

ز من مپرس که در دست او دلت چون است

ازو بپرس که انگشت‌هاش در خون است

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84

کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟

سیاه خیمه لیلی ز آه مجنون است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1735

حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است

که همچو سبزه شمشیر تشنه خون است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1736

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور