صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 223

غزل شمارهٔ 223

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انمیاید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید

نه به زورم زه دولت به کمان می‌آید

2

نه مرا بازوی قایم نه مرا دیده راست

همه بی‌قصد خدنگم به نشان می‌آید

3

تو که آسوده‌دلی از نفسم سود مخواه

من که شوریده‌ام آتش به زبان می‌آید

4

سخن مردم دیوانه حقیقت دارد

در عبارت به اشارات نهان می‌آید

5

عشق در مملکت عقل چو سلطان گردد

روش و عادت دیگر به میان می‌آید

6

می‌کنم سور چو از خانه علایق برود

می‌دهم خیر چو از راه زیان می‌آید

7

همه بر خویش ز بیم دم آخر لرزند

جای ذوق است که کشتی به کران می‌آید

8

مرد درگاه و سراپرده عزت نبود

هرکه دامن به سر پای کشان می‌آید

9

وصل جویان تو بر روی نسیمی گردند

که ازو بوی تلف کاری جان می‌آید

10

طاقت جور و جفا نیست تنگ حوصله را

گریه چون زور کند دل به فغان می‌آید

11

این که با طبع شبابست «نظیری » چه عجب

می‌رود پیر به میخانه جوان می‌آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رشحه ای از حسن جانان ریختند

بر جهان از عشق طوفان ریختند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222

اگلی نظم

درد و غمت که همچو هما استخوان خورند

بر من مبارکند گرم مغز جان خورند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سبزه‌ها می‌دمد و آب روان می‌آید

ابر چون دیده من گریه‌کنان می‌آید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 731

یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید

یا نسیمیست کز آن سوی جهان می‌آید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 806

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آید

وان نه عاشق که ز معشوق به جان می‌آید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

از لب خلق دم باد خزان می‌آید

بوی کافور ازین مرده‌دلان می‌آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3626

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور