شاعر: امیرخسرو دهلوی
زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
گلستان رخت خندیده بر گل
رسانده خط یاقوت تو ریحان
کشیده خط به کافور تو سنبل
عروسی را که او صاحب جمال است
چو دریابد، گرش نبود تحمل
چو ریش خستگان را مرهم از تست
مکن در کار مسکینان تغافل
اگر گل را نباشد برگ و پیوند
چه سود از ناله شبگیر بلبل؟
به جانت کانکه بر جان دارم از غم
نباشد کوه سنگین را تحمل
چو از زلفش بدین روز اوفتادم
تو نیز، ای شب، مکن بر من تطاول
خوشا آن بزم روحانی که هر دم
کند مستی به پاداش تعقل
بزن مطرب که مستان صبوحی
از آن مستند و خسرو از تامل
زمین
اتتنی من لدی نجم الافاضل
صحیفة احتوت کل الفضائل
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 21
برون آی از نقاب غنچه ای گل
که از شوق جمالت سوخت بلبل
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 558
شتربانا مبند امروز محمل
مرا باری چنین مپسند بر دل
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 563
چه نیکو گفت ابراهیم ادهم
چو ترک مُلک و دولت کرد و خاتم
سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 6
یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقتِ ضبطِ آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت ای دوستان! مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بَزَهی بر من ننوشتند و راحتی به وجودِ من رسید. شما هم به کَرَم معذور دارید.
شکم زندانِ باد است ای خردمند
سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 30
چه خواهد اهل معنی زان عبارت
که سوی چشم و لب دارد اشارت
شیخ محمود شبستریگلشن رازبخش 49 - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفان
مبند ای دل، بجز در یار خود دل
امید از هر که داری جمله بگسل
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 153
پدر بگشاد مُهر از حقّهٔ لعل
دُر افشان گشت و کرد این قصّه را نقل
عطارالهی نامهبخش هجدهمجواب پدر
«الا یا خیمگی خیمه فروهل
که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل»
علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 1 - الا یا خیمگی خیمه فروهل
مسلمانان برفت از دست من دل
چو دیدم آنچنان شکل و شمایل
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1225
فارسی متن کا ماخذ: گنجور