بردار پیاله و سبو ای دلجو
برگَرْد به گِردِ سبزهزار و لبِ جو
کاین چرخ بسی قَدِّ بُتانِ مَهْرو
صد بار پیاله کرد و صد بار سبو!
زمین
ای از گل سرخ، رنگ بربوده و بو
رنگ از پی رخ ربوده، بو از پی مو
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 26
ای بسته تو خواب من به چشم جادو
آن آب حیات و نقل بیخوابان کو
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1539
بر آتش چو دیک تو خود را میجو
میجوش تو خودبخود مرو بر هر سو
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1558
گر عاشق عشق ما شدی، ای مهرو
بیرون شو ازین شش جهت تو بر تو
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1578
چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو
آخر دل آدمی نه سنگست و نه رو
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 123
آن قصر که بر چرخ همیزد پهلو
بر درگهِ او شهان نهادندی رو
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 56
آن قصر که با چرخ همی زد پهلو
بر درگه آن شهان نهادندی رو
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 149
ای خواجه! بدان کین فلکِ بیهُدهْ دو
همچون من و تو، دید بسی کهنه و نو
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 42
فارسی متن کا ماخذ: گنجور