صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »قصاید
  5. »شمارهٔ 15

شمارهٔ 15

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

چیست آن شاهد سفید عذار

رو برهنه روان به هر بازار

2

بس که بر وی رسیده کوب ز دهر

مانده بر پشت و روی او آثار

3

صورت اوبافضل الاشکال

می رباید دل از صغار و کبار

4

اختر روشن است لیک او را

بخل ثابت کند کرم سیار

5

چون منافق دورو ولی ز اسلام

رکن اول نوشته بر رخسار

6

کاسبان را وصال او آسان

ممسکان را فراق او دشوار

7

بهر اندوه دیدگان آرد

مایه عشرت از خم خمار

8

سوی هجران رسیدگان آید

به تلطف گرفته دامن یار

9

در نداده ست بی میانجی او

هیچ معشوقه تن به بوس و کنار

10

چون گرانی کندهنر گیرند

سبکی عیب باشد از وی و عار

11

داغها بی شمار آید ازو

برتن مدخلان به روز شمار

12

اصل او سیم ناب و چون سیماب

نیستش در کف جواد قرار

13

پختگان گرچه خام خوانندش

هست ازو پخته مفلسان را کار

14

هست تا غایتی عزیز که نیست

جز به چشم بلند همت خوار

15

سال و مه در تردد اودزد

روز و شب در کمین او طرار

16

نام او نکته پریشان است

لیک جمعیت آورد بسیار

17

آمد امسالم آنقدر ز عراق

که کف جود شاه جم مقدار

18

گر کند سال دیگرش تضعیف

عدد آن رسد به بیست هزار

19

شاه یعقوب بن حسن که گرفت

جود را طبع او چو عدل شعار

20

جود او فیض لطف را منبع

عدل او قصر ملک را معمار

21

تا بود در محاورات عرب

نام شب لیل و نام روز نهار

22

شب او همچو روز روشن باد

روز اعداش تیره چون شب تار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جواب نامه یعقوب سلطان

تبارک الله ازین طایر همایون فال

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 14

اگلی نظم

طوبی لبقعه خضعت عندها الجباه

خاکش سران دین و دول راست سجده گاه

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 16

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1666

خاک ما نامه‌ها به جانب یار

می‌نویسد ولی به خط غبار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1667

در هوس‌گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست، سر می‌خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1668

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

دور ماند از سرای خویش و تبار

نسری ساخت بر سر کهسار

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 8

مطربِ عاشقان بجنبان تار

بزن آتش به مؤمن و کفار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1156

گر تو خواهی وطن پر از دلدار

خانه را رو تهی کن از اغیار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1157

رحم بر یار کی کند هم یار

آه بیمار کی شنود بیمار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1158

عار بادا جهانیان را عار

از دو سه ماده ابله طرار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1163

خلق را زیر گنبد دوار

چشم‌ها کور و دیدنی بسیار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1164

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور