صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خاتمة الحیات
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 64

غزل شمارهٔ 64

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست

ولی چه سود که آن مه در ابر پیدا نیست

2

چگونه بر در او جا کنم که چندان سر

فتاده بر سر کویش که پای را جا نیست

3

ز گشت باغ چه حاصل بجز غم آن دل را

که از مشاهده دوست در تماشا نیست

4

به باغ گو گذری کن که نیست هیچ نهال

که بهر خدمت قدش ستاده بر پا نیست

5

سواد خط تو تا دیده ام نبینم کس

که مبتلا شده چون من به دام سودا نیست

6

مگو به وعده که کام دلت دهم فردا

که دردمند غمت را امید فردا نیست

7

جدا ز لعل تو جامی چو نکته پردازد

به نطق هست چو طوطی ولی شکرخا نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست

در ازل بسته ست با پیمانه پیمانی درست

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 63

اگلی نظم

راهت از دیده رفتنم هوس است

سر به راه تو خفتنم هوس است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست

شکسته‌رنگیِ امید، بی‌تماشا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 738

تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست

هنوز جز به دلِ سنگ جای مینا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 739

نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست

ز خامه آنچه برون ریخت نقش پیشانیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 741

سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق

چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 2

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 36

ز زلف او دل عشاق را محابا نیست

کبوتران حرم را ز دام پروا نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1794

به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست

سیاه خیمه این دشت جز سویدا نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1795

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبال»جاویدنامه»فلک مشتری»بخش 2 - نوای حلاج

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 17

گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست

کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور