صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1795

غزل شمارهٔ 1795

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست

سیاه خیمه این دشت جز سویدا نیست

2

اگرچه زهره شیرست آب وادی عشق

ز ازدحام جگرتشنگان در او جا نیست

3

گر از تحمل من خصم شد زبون چه عجب

فلک حریف زبردستی مدارا نیست

4

صدف ز خنده ابر بهار گوهر یافت

گهر نتیجه دهد خنده ای که بیجا نیست

5

چه حاجت است به دامن چو آتش است بلند؟

جنون کامل ما را هوای صحرا نیست

6

به چشم هر که در آن روی آتشین محوست

بهشت تفرقه خاطر تماشا نیست

7

محبت پدری گرچه هست دامنگیر

حریف جذبه مردانه زلیخا نیست

8

کدام شبنم گستاخ در نظر بازی است؟

که رنگ عصمت گلهای باغ بر جا نیست

9

به طرف دامن خورشید بسته ام دامن

مرا چو سایه ز پست و بلند پروا نیست

10

به ناخدای توکل سپرده ام خود را

مرا تردد خاطر ز موج دریا نیست

11

میی که خشت ز خم برنداشت کم زورست

زبون عقل بود عاشقی که رسوا نیست

12

کدام صبر و چه طاقت، کدام عقل و چه هوش؟

به عالمی که منم، که پای بر جا نیست

13

در آشیانه سیمرغ همت صائب

نشان لکه پیسی ز زال دنیا نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز زلف او دل عشاق را محابا نیست

کبوتران حرم را ز دام پروا نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1794

اگلی نظم

دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست

شرر فشانی، کار زبانه ما نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1796

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست

شکسته‌رنگیِ امید، بی‌تماشا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 738

تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست

هنوز جز به دلِ سنگ جای مینا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 739

نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست

ز خامه آنچه برون ریخت نقش پیشانیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 741

نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست

ولی چه سود که آن مه در ابر پیدا نیست

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64

به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست

صفای وقت جز از باده مصفا نیست

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 97

سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق

چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 2

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 36

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبال»جاویدنامه»فلک مشتری»بخش 2 - نوای حلاج

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 17

گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست

کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور