صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 97

غزل شمارهٔ 97

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست

صفای وقت جز از باده مصفا نیست

2

عجب به عشق تو مستغرقم نمی دانم

که غیر تو به جهان هست دیگری یا نیست

3

جهان چو فرع و تو اصلی و گر به چشم یقین

نظر کنم همه اصل است و فرع اصلا نیست

4

چو موج هرکه به دریا فرو رود داند

که موج اگر چه نه دریاست غیر دریا نیست

5

به کنج صومعه خوان ورد صبح و شام ای شیخ

حریم مجلس ما جای شور و غوغا نیست

6

هزار قافله پی در پی است در ره عشق

عجبتر آنکه پی یک رونده پیدا نیست

7

به زخم سنگ ملامت گرفت خو جامی

حریف صحبت نازکدلان رعنا نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چندم از خویش جدا خواهی داشت

برمن این داغ روا خواهی داشت

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 96

اگلی نظم

در دلم زآتش تو داغ بس است

خانه تنگ است یک چراغ بس است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 98

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیست

شکسته‌رنگیِ امید، بی‌تماشا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 738

تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیست

هنوز جز به دلِ سنگ جای مینا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 739

نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیست

ز خامه آنچه برون ریخت نقش پیشانیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 741

سرای مدرسه و بحثِ عِلم و طاق و رَواق

چه سود، چون دلِ دانا و چشمِ بینا نیست؟

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 2

شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد

حلال باد خراجش که مزد چوپانیست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 36

ز زلف او دل عشاق را محابا نیست

کبوتران حرم را ز دام پروا نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1794

به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست

سیاه خیمه این دشت جز سویدا نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1795

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبال»جاویدنامه»فلک مشتری»بخش 2 - نوای حلاج

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 17

گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست

کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور