صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 25

غزل شمارهٔ 25

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
صَلایِ سرخوشی، ای صوفیانِ باده پرست

Blossomed is the red rose; and intoxicated is the nightingale; The invitation to merriment O Lovers, wine-worshipping!

22
اساسِ توبه که در محکمی چو سنگ نُمود
ببین که جامِ زُجاجی چه طُرفه‌اش بشکست

The foundation of penitence that, firm as a rock, appeared, How the crystal cup hath shattered it, behold!

33
بیار باده که در بارگاهِ استغنا
چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشیار و چه مست

Bring wine! for, in the Court of the Independent One, Whether the shepherd or the Sultan; whether sensible or insensible

44
از این رِباط دو در، چون ضرورت است رَحیل
رِواق و طاقِ معیشت، چه سربلند و چه پست

Since there is necessity for departing from this Inn of two doors. The gallery and the arch of thy living, whether lofty or low

55
مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج
بلی به حکمِ بلا بسته‌اند عهدِ الست

Unattainable, is the place of ease without toil: Yes: with the decree of calamity they established the “day of Alast.”

66
به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می‌باش
که نیستی‌ست سرانجامِ هر کمال که هست

Grieve neither at existence nor at non-existence: Be thy mind, happy. For the end of every perfection that is - is non-existence.

77
شکوهِ آصِفی و اسبِ باد و منطقِ طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طَرف نبست

The pomp of being an Asaf, the wind-steed, and the language of birds Went to the wind; and from them, the Khwaja obtained no profit.

88
به بال و پَر مرو از ره که تیرِ پرتابی
هوا گرفت زمانی، ولی به خاک نشست

With the wing and the feather go not from the Path. For, the arrow far-flying Keepeth, the air awhile; but, at last, lieth in the dust.

99
زبانِ کِلکِ تو حافظ چه شُکرِ آن گوید
که گفتهٔ سخنت می‌برند دست به دست

Hafez! What thanks, uttereth the tongue of thy reed for the reason that They take the utterance of its speech from hand to hand?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 24

اگلی نظم

زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست

پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

لطافت تو چنان در خیال ما بنشست

که تا به حشر نخواهد دل از کمند تو رست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 400

چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

وجود عاریتی دل درو نشاید بست

همانکه مرهم جان بود دل به نیش بخست

سعدی»مواعظ»مراثی»ذکر وفات امیرفخرالدین ابی‌بکر طاب ثراه

چنین که هست نماند قرار دولت و ملک

که هر شبی را بی‌اختلاف روزی هست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 12

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 13

همان زمانکه فلک تیغ بر میان تو بست

گرفت صبح سر آفتاب را به دو دست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1779

به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست

که مونسِ دمِ صبحم، دعایِ دولتِ توست

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 28

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00