صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »قصاید
  3. »قصیدهٔ شمارهٔ 2 - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع

قصیدهٔ شمارهٔ 2 - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: قصیده

صداکاران: مریم فقیهی کیا، محسن لیله‌کوهی
Toggle stanza 1
11
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
هزار نکته در این کار هست تا دانی
22
بجز شکردهنی مایه‌هاست خوبی را
به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی
33
هزار سلطنت دلبری بدان نرسد
که در دلی به هنر خویش را بگنجانی
44
چه گردها که برانگیختی ز هستی من
مباد خسته سمند‌ت که تیز می‌رانی
55
به همنشینی رندان سری فرود آور
که گنج‌هاست در این بی‌سری و سامانی
66
بیار بادهٔ رنگین که یک حکایت راست
بگویم و نکنم رخنه در مسلمانی
77
به خاک پای صبوحی‌کنان که تا من مست
ستاده بر در میخانه‌ام به دربانی
88
به هیچ زاهد ظاهر‌پرست نگذشتم
که زیر خرقه نه زنار داشت پنهانی
99
به نام طرهٔ دلبند خویش خیری کن
که تا خداش نگه دارد از پریشانی
1010
مگیر چشم عنایت ز حال حافظ باز
وگرنه حال بگویم به آصف ثانی
1111
وزیر شاه‌نشان خواجهٔ زمین و زمان
که خرم است بدو حال انسی و جانی
1212
قوام دولت دنیی محمد بن علی
که می‌درخشدش از چهره فر یزدانی
1313
زهی حمیده خصالی که گاه فکر صواب
تو را رسد که کنی دعوی جهانبانی
1414
طراز دولت باقی تو را همی‌زیبد
که همّتت نبُرد نام‌ ِ عالم فانی
1515
اگر نه گنج عطا‌ی تو دستگیر شود
همه بسیط زمین رو نهد به ویرانی
1616
تو را که صورت جسم تو را هیولایی است
چو جوهر ملکی در لباس انسانی
1717
کدام پایهٔ تعظیم نصب شاید کرد
که در مسالک فکرت نه برتر از آنی
1818
درون خلوت کروبیان عالم قدس
صریر کلک تو باشد سماع روحانی
1919
تو را رسد شکر آویز خواجگی گه جود
که آستین به کریمان عالم افشانی
2020
صواعق سخطت را چگونه شرح دهم
نعوذ بالله از آن فتنه‌های طوفانی
2121
سوابق کرمت را بیان چگونه کنم
تبارک‌ اللَّه از آن کارساز ربانی
2222
کنون که شاهد گل را به جلوه‌گاه چمن
به جز نسیم صبا نیست همدم جانی
2323
شقایق از پی سلطان گل سپارد باز
به بادبان صبا کله‌های نعمانی
2424
بدان رسید ز سعی نسیم باد بهار
که لاف می‌زند از لطف روح حیوانی
2525
سحرگهم چه خوش آمد که بلبلی گلبانگ
به غنچه می‌زد و می‌گفت در سخنرانی
2626
که تنگدل چه نشینی ز پرده بیرون آی
که در خم است شرابی چو لعل رمانی
2727
مکن که می نخوری بر جمال گل یک ماه
که باز ماه دگر می‌خوری پشیمانی
2828
به شکر تهمت تکفیر کز میان برخاست
بکوش کز گل و مل داد عیش بستانی
2929
جفا نه شیوهٔ دین‌پروری بود حاشا
همه کرامت و لطف است شرع یزدانی
3030
رموز سر اناالحق چه داند آن غافل
که منجذب نشد از جذبه‌های سبحانی
3131
درون پردهٔ گل غنچه بین که می‌سازد
ز بهر دیدهٔ خصم تو لعل پیکانی
3232
طرب‌سرای وزیر است ساقیا مگذار
که غیر جام می آنجا کند گرانجانی
3333
تو بودی آن دم صبح امید کز سر مهر
برآمدی و سر آمد شبان ظلمانی
3434
شنیده‌ام که ز من یاد می‌کنی گه گه
ولی به مجلس خاص خودم نمی‌خوانی
3535
طلب نمی‌کنی از من سخن جفا این است
وگرنه با تو چه بحث است در سخندانی
3636
ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با کتاب قرآنی
3737
هزار سال بقا بخشدت مدایح من
چنین نفیس متاعی به چون تو ارزانی
3838
سخن دراز کشیدم ولی امیدم هست
که ذیل عفو بدین ماجرا بپوشانی
3939
همیشه تا به بهاران هوا به صفحهٔ باغ
هزار نقش نگارد ز خط ریحانی
4040
به باغ ملک ز شاخ امل به عمر دراز
شکفته باد گل دولتت به آسانی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان

از پرتو سعادت شاه جهان‌ستان

حافظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح شاه شجاع

اگلی نظم

سپیده‌دم که صبا بوی لطف جان گیرد

چمن ز لطف هوا نکته بر جنان گیرد

حافظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - قصیدهٔ در مدح شاه شیخ ابواسحاق

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

درین حدیقه‌ نه‌ای قدردان حیرانی

به شوخی مژه ترسم ورق بگردانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2767

ز بسکه‌کرد قصور نگاه مژگانی

به خود شناسی ما ختم شد خدا دانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2768

ز دستگاه مبر زحمت گرانجانی

مکش روانی از آب ‌گهر به غلتانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2770

مباش سایه صفت مردهٔ تن آسانی

دلت فسرده مبادا به خود فرومانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2775

نشد حجاب خیالم غبار جسمانی

حباب رانه ز پیراهن است عریانی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2776

مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب

چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 123

تو آسمان منی من زمین به حیرانی

که دم به دم ز دل من چه چیز رویانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3048

بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی

زهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3076

هزار جان مقدس فدای سلطانی

که دست کفر برو برنبست پالانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3092

نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی

به جای سبزه تو از خاک خوب رویانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3093

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00