شاعر: رومی
نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی
به جای سبزه تو از خاک خوب رویانی
هزار یوسف زیبا برآید از هر چاه
چو چرخه و رسن حسن را بگردانی
ز بس رونده جانباز جان شدست ارزان
به عهد عشق تو منسوخ شد گران جانی
به پیش عاشق صادق چه جان چه بند تره
دلا ملرز چو برگ ار از این گلستانی
چه داند و چه شناسد نوای بلبل مست
کلاغ بهمنی و لک لک بیابانی
چو اشتهای کریمی به لوت صادق شد
گران نباشد بارانیی به بورانی
نه کمتری تو ز پروانه و حبیب از شمع
وگر کمی ز پر او چه باد پرانی
هزار جان مقدس بهای جان خسیس
همیدهد به کرم یار اینت ارزانی
سجود کرد تو را آفتاب وقت غروب
ببرد دولت و پیروزیی به پیشانی
کسی که ذوق پریشانی چنین غم یافت
دگر نگوید یا رب مده پریشانی
سوار باد هوا گشت پشه دل من
کی دید پشه که او میکند سلیمانی
خموش باش و چو ماهی در آب رو پنهان
بهل تو دعوت عامان چو ز اهل عمانی
خمش که خوان بنهادند وقت خوردن شد
حریف صرفه برد گر تمام برخوانی
زمین
درین حدیقه نهای قدردان حیرانی
به شوخی مژه ترسم ورق بگردانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2767
ز بسکهکرد قصور نگاه مژگانی
به خود شناسی ما ختم شد خدا دانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2768
ز دستگاه مبر زحمت گرانجانی
مکش روانی از آب گهر به غلتانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2770
مباش سایه صفت مردهٔ تن آسانی
دلت فسرده مبادا به خود فرومانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2775
نشد حجاب خیالم غبار جسمانی
حباب رانه ز پیراهن است عریانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2776
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
هزار نکته در این کار هست تا دانی
حافظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 2 - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 123
نگویم آب و گل است آن وجود روحانی
بدین کمال نباشد جمال انسانی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 616
کرم به جای فروماندگان چو نتوانی
مروتست نه چندانکه خود فرومانی
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 63
مقابلت نکند با حجر به پیشانی
مگر کسی که تهور کند به نادانی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 221
فارسی متن کا ماخذ: گنجور