صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
  4. »شمارهٔ 29

شمارهٔ 29

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: اریست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

هر چند که کارهای تو بسیاریست

از جزو به سوی کل شوی، آن کاریست

2

هر خاصیت که در دو عالم نقد است

در جوهر تو زان همه انموداریست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از پردهٔ خود برون شدن عین خطاست

زیرا که برون پرده گردی کم و کاست

عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 28

اگلی نظم

هر جان که ز حق حمایتی افتادهست

در هر دو جهان عنایتی افتادهست

عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 30

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شیخ ابوالعباس قصاب - قدس سره - درویشی را دید که جامه خود را می دوخت هر درزی را که راست نیامدی بگشادی و باز بدوختی شیخ فرمود: آن بت توست.

صوفی که به خرقه دوزیش بازاریست

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 30

نی بر دل ما ز هیچ یاری باری ست

نی بر دل هیچ کس ز ما آزاری ست

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 21

حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست

یا خوبتر از دیدن رویت کاریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 291

میدان که درون تو مثال غاریست

واندر پس آنغار عجب بازاریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 422

هر ذره و هر خیال چون بیداریست

از شادی و اندهان ما هشیاریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 443

یار آمده و در صدد دلداری ست

من مست و خراب، این شب صد دشواری ست

عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 25

پیوستن تو به یک به یک بسیاریست

بگسل که قبول خلق مشکل کاریست

عطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 15

هر ذره که در وادی و در کهساریست

از پیکر هر گذشتهیی آثاریست

عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 32

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور