صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
  4. »شمارهٔ 15

شمارهٔ 15

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: اریست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

پیوستن تو به یک به یک بسیاریست

بگسل که قبول خلق مشکل کاریست

2

میدان به یقین که در میان جانت

هرجا که خوش آمدی بود زناریست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا چند ترا ز پرده بیش آوردن

در هر نفسی تفرقه پیش آوردن

عطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 14

اگلی نظم

آن را که بخود بر سر یک موی سر است

مجهولی او مفرّحی معتبر است

عطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 16

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شیخ ابوالعباس قصاب - قدس سره - درویشی را دید که جامه خود را می دوخت هر درزی را که راست نیامدی بگشادی و باز بدوختی شیخ فرمود: آن بت توست.

صوفی که به خرقه دوزیش بازاریست

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 30

نی بر دل ما ز هیچ یاری باری ست

نی بر دل هیچ کس ز ما آزاری ست

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 21

حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست

یا خوبتر از دیدن رویت کاریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 291

میدان که درون تو مثال غاریست

واندر پس آنغار عجب بازاریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 422

هر ذره و هر خیال چون بیداریست

از شادی و اندهان ما هشیاریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 443

یار آمده و در صدد دلداری ست

من مست و خراب، این شب صد دشواری ست

عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 25

هر چند که کارهای تو بسیاریست

از جزو به سوی کل شوی، آن کاریست

عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 29

هر ذره که در وادی و در کهساریست

از پیکر هر گذشتهیی آثاریست

عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 32

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور