هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
تنهاست که آسیای چرخش سوده است
هر گرد که بر فرق عزیز تو نشست
مفشان، که سر و فرق عزیزی بوده است
زمین
بر لوحْ نشانِ بودنیها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 26
هرگز بت من روی به کس ننموده است
این گفت و مگوی مردمان بیهوده است
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 19
تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
گوشم به فغان اهل شیون بوده است
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 31
فارسی متن کا ماخذ: گنجور