هرگز بت من روی به کس ننموده است
این گفت و مگوی مردمان بیهوده است
آن کس که تو را به راستی بستوده است
او نیز حکایت از کسی بشنوده است
زمین
بر لوحْ نشانِ بودنیها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 26
تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
گوشم به فغان اهل شیون بوده است
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 31
هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
تنهاست که آسیای چرخش سوده است
عطارمختارنامهباب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانستشمارهٔ 34
فارسی متن کا ماخذ: گنجور