باب
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » در تعصب گوید
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » حکایت عمر که میخواست خلافت را بفروشد
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » حکایت گفتن مرتضی اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » حکایت چوب خوردن بلال
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » حکایت رفتن مصطفی بسوی غار و خفتن علی در بسترش
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » سخنی از رابعه
عطار » منطقالطیر » درتعصب گوید » درخواست پیغمبر (ص) از پروردگار که کار امتش را به او سپارد