صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »درتعصب گوید
  4. »حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن

حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چونک آن بدبخت آخر از قضا

ناگهان آن زخم زد بر مرتضا

2

مرتضی را شربتی کردند راست

مرتضا گفتا که خونریزم کجاست

3

شربت او را ده نخست آنگه مرا

زانک او خواهد بدن هم ره مرا

4

شربتش بردند او گفت اینت قهر

حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر

5

مرتضا گفتا به حق کردگار

گر بخوردی شربتم این نابکار

6

من همی ننهادمی بی او به هم

پیش حق در جنت المأوی قدم

7

مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت

مرتضی بی او نمی‌شد در بهشت

8

بر عدو چون شفقتش چندین بود

با چو صدیقیش هرگز کین بود

9

آنک چندینی غم دشمن خورد

با عتیقش دشمنی چون ظن برد

10

با میان نارد جهان بی‌کنار

چون علی صدیق را یک دوست دار

11

چند گویی مرتضی مظلوم بود

وز خلافت راندن محروم بود

12

چون علی شیرحق است و تاج سر

ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون عمر پیش اویس آمد به جوش

گفت افکندم خلافت در فروش

عطار»منطق‌الطیر»درتعصب گوید»حکایت عمر که می‌خواست خلافت را بفروشد

اگلی نظم

مصطفا جایی فرود آمد به راه

گفت آب آرند لشگر را ز چاه

عطار»منطق‌الطیر»درتعصب گوید»حکایت گفتن مرتضی اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور