صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »درتعصب گوید
  4. »حکایت رفتن مصطفی بسوی غار و خفتن علی در بسترش

حکایت رفتن مصطفی بسوی غار و خفتن علی در بسترش

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گر علی بود و اگر صدیق بود

جان هر یک غرقهٔ تحقیق بود

2

چون بسوی غار می‌شد مصطفا

خفت آن شب بر فراشش مرتضا

3

کرد جان خویشتن حیدر نثار

تا بماند جان آن صدر کبار

4

پیش یار غار، صدیق جهان

هم برای جان او در باخت جان

5

هر دو جان‌بازان راه او شدند

جان‌فشانان در پناه او شدند

6

تو تعصب کن که ایشان مردوار

هر دو جان کردند بر جانان نثار

7

گر تو هستی مرد این یا مرد آن

کو ترا یا درد این یا درد آن

8

همچو ایشان جان‌فشانی پیشه گیر

یا خموش و ترک این اندیشه گیر

9

تو علی دانی و بوبکر ای پسر

وز خدای عقل و جانی بی‌خبر

10

تو رها کن سر به مهر این واقعه

مرد حق شو روز و شب چون رابعه

11

او نه یک زن بود او صد مرد بود

از قدم تا فرق عین درد بود

12

بود دایم غرق نور حق شده

از فضولی رسته، مستغرق شده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خورد بر یک جایگه روزی بلال

بر تن باریک صد چوب و دوال

عطار»منطق‌الطیر»درتعصب گوید»حکایت چوب خوردن بلال

اگلی نظم

زو یکی پرسید کای صاحب قبول

تو چه می‌گویی ز یاران رسول

عطار»منطق‌الطیر»درتعصب گوید»سخنی از رابعه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور