زمین
رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
ورنه کی آیی آن که من اندر تو بنگرم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1421
محو دلم مپرس ز تحقیق عنصرم
آیینه خنده است دماغ تحیرم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2131
هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
من خاک ره به سر چهکنم خاک بر سرم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2134
ابروی تو به صورت ظاهر چو بنگرم
ماه بلند مرتبه را یاد ناورم
جامیدیوان اشعاراشعار پراکندهشمارهٔ 12
جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم
یعنی غلامِ شاهم و سوگند میخورم
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 329
آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟
وآن دولت از کجا که تو بازآیی از درم؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 170
شهبازم و شکار جهان نیست در خورم
ناگه بود که از کف ایام برپرم
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 16 - در نعت رسول اکرم (ص)
نه پای آنکه از کرهٔ خاک بگذرم
نه دست آنکه پردهٔ افلاک بر درم
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 22