ملک اللہ کا ہے
God’s Country
شاعر: علامہ اقبال
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت
گفتند کار تو به نگاه خرد خطاست
طارق نے جب اندلس کے کنارے پر اپنی کشتی جلائی تو اس کے ساتھیوں نے کہا عقل کی نگاہ میں تیرا یہ کام غلط ہے ۔
When Tariq burned his boats on Andalusia’s coast, his men observed: ‘It was an unwise thing to do.
دوریم از سواد وطن باز چون رسیم
ترک سبب ز روی شریعت کجا رواست
ہم وطن سے دور ہیں واپس کیسے پہنچیں گے، ذریعے کو چھوڑ دینا شریعت کی رو سے کہاں جائز ہے ۔
We are so far from home; how shall we now return? Foregoing means is wrong in the Divine Law’s view.’
خندید و دست خویش بشمشیر برد و گفت
هر ملک ملک ماست که ملک خدای ماست
وہ ہنسا اور اپنا ہاتھ تلوار کے قبضے پر رکھا اور بولا ہر ملک ہمارا ملک ہے (ساری دنیا ہمارا وطن ہے) کیونکہ ہمارے خدا کا ملک ہے ۔
He laughed and, putting his hand on his sword, declared: ‘All lands are God’s and they are all our homeland too.’
زمین
با این جمال روی صنم دیدنم خطاست
کایینه مراد نه بهر جمال ماست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 395
عشرتفروز انجمن هستیام حیاست
چون شبنم گلم، عرق آیینهٔ بقاست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 434
گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست
چون گل درای قافلهٔ رنگ بیصداست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 439
خلیفه بغداد در موکب حشمت و شوکت خود می راند دیوانه ای پیش وی رسید و گفت: ای خلیفه عنان کشیده دار که در مدیح تو سه بیت گفته ام. گفت: بخوان! بخواند، خلیفه را خوش آمد.
دیوانه چون آن را بدید گفت: مرا سه درم عنایت کن تا روغن و خرما خرم و سیر بخورم. خلیفه فرمان داد تا به هر بیتی وی را هزار درم بدهند.
جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 9
گنجی ست نقد فقر که آن را طلسمهاست
مشکل ترین طلسم طلسم وجود ماست
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 3
قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست
جان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117
گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست
دندانه کلید ز دندان اژدهاست
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 34
گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست
کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 60
از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 450
فارسی متن کا ماخذ: گنجور