Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 601آن کیست که از خدا نترسد؟
7 couplets
غزل شمارهٔ 602بیداد غم، ار دلم بگوید
6 couplets
غزل شمارهٔ 603ناله برآید هر طرف کان بت خرامان در رسد
9 couplets
غزل شمارهٔ 604در ره بماند این چشم تر، کان شوخ مهمان کی رسد
9 couplets
غزل شمارهٔ 605برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد
6 couplets
غزل شمارهٔ 606دیرینه دردی داشتم، بازم همان آغاز شد
9 couplets
غزل شمارهٔ 607ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود
9 couplets
غزل شمارهٔ 608ما را چه جان باشد که تو بر ما فشانی ناز خود
7 couplets
غزل شمارهٔ 609سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بود
6 couplets
غزل شمارهٔ 610آرام جانم می رود، دل را صبوری چون بود
8 couplets
غزل شمارهٔ 611باز آن بلای عاشقان اینک به صحرا می رود
9 couplets
غزل شمارهٔ 612می خواهد آن سرو روان کامروز در صحرا شود
8 couplets
غزل شمارهٔ 613جانم فدای قامتی کافاق را حیران کند
9 couplets
غزل شمارهٔ 614شب کان مه من بر دلم از غصه پیکان بشکند
6 couplets
غزل شمارهٔ 615خاطر به سوی دلبری هر لحظه ما را میکشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 616شمشیر کین باز آن صنم بر قصد دلها میکشد
7 couplets
غزل شمارهٔ 617نازک رخ جانان من بوی گل خندان دهد
9 couplets
غزل شمارهٔ 618گر گشت آن سرو روان روزی سوی گلشن فتد
8 couplets
غزل شمارهٔ 619شبهای عاشق را گهی صبح طرب کمتر دمد
7 couplets
غزل شمارهٔ 620چند ز دور بینمت، وه که دلم کباب شد
7 couplets
غزل شمارهٔ 621سال نو است و عشق نو عشرت یار من چه شد
6 couplets
غزل شمارهٔ 622چون ز نسیم صبحدم زلف تو در هوا شود
8 couplets
غزل شمارهٔ 623شاه سوار من نگر مست و خراب می رود
10 couplets
غزل شمارهٔ 624هر که چو تو به نیکویی آفت عقل و جان بود
10 couplets
غزل شمارهٔ 625زلف تو باز فتنه را رشته دراز می دهد
8 couplets
غزل شمارهٔ 626هر که دمی به یاد آن دلبر مه لقا زند
6 couplets
غزل شمارهٔ 627به چه کار آیدم آن دل که نه در کار تو آید؟
9 couplets
غزل شمارهٔ 628خرم آن روز که دیدار تو پیش نظر آید
9 couplets
غزل شمارهٔ 629چند گاهی دگر ار چشم تو در ناز بماند
7 couplets
غزل شمارهٔ 630باز شب افتاد و ما را دل همان جا شد که بود
Audio
5 coupletsغزل شمارهٔ 631دوش ما بودیم و آن مهر و، شب مهتاب بود
6 couplets
غزل شمارهٔ 632ای خوش آن وقتی که آن بدعهد با ما یار بود
11 couplets
غزل شمارهٔ 633ای خوش آن وقتی که ما را دل به جای خویش بود
10 couplets
غزل شمارهٔ 634تا جهان بود، از جهان هرگز دلم خرم نبود
10 couplets
غزل شمارهٔ 635چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود
7 couplets
غزل شمارهٔ 636شب رسید آن شمع کو عمری درون سینه بود
6 couplets
غزل شمارهٔ 637من ز جانان گر چه صد اندوه جان خواهم کشید
8 couplets
غزل شمارهٔ 638باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید
6 couplets
غزل شمارهٔ 639صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشید
7 couplets
غزل شمارهٔ 640از لبت گر خط میگون سر برون خواهم کشید
7 couplets
غزل شمارهٔ 641خوبرویان چون به سلطانی علم بالا کشند
8 couplets
غزل شمارهٔ 642باز گل بشکفت و گلرویان سوی بستان شدند
8 couplets
غزل شمارهٔ 643گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتاد
8 couplets
غزل شمارهٔ 644باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد
9 couplets
غزل شمارهٔ 645دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند
9 couplets
غزل شمارهٔ 646رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند
9 couplets
غزل شمارهٔ 647عاشقان نقل غمت با باده احمر خورند
9 couplets
غزل شمارهٔ 648شهسوارانی که فتح قلعه دین کردهاند
7 couplets
غزل شمارهٔ 649عاشقان تو ز تو تا صبح در خونابه اند
5 couplets
غزل شمارهٔ 650چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنند
9 couplets

