غزل شمارهٔ 1460
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1به دیده ای که ترا دیده ام نمی یارم
به دیده ای که ترا دیده ام نمی یارم
کزان نظر به سوی دیگری به بار آرم
چه وقت بود که افتاد به تو آم سر و کار
که کار سر شد و در سر نمی شود کارم
کجا روم، چه کنم کز تو هر کجا که روم
کمند گیسوی تو می کند گرفتارم
کنون که پیش رخت همچو زلف می پیچم
فرو گذاشت مکن این چنین به یک بارم
مخسپ ایمن از آهی که می زنم هر شب
که فتنه بار توام تا به روز بیدارم
مرا به هر سختی از زبان غمزه مسوز
به دست خویش بزن تیغ، اگر گنه کارم
به پیش روی تو از بیم آنکه کشته شوم
چو شمع سوختم و دم زدن نمی یارم
فتاده بر در تو خسرو و ندانستی
که اوفتاده خود را فرود نگذارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حبابوارکه کرد اینقدرگرفتارم
سری ندارم و زحمت پرست دستارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2140
به روز وصل پیاپی نمای دیدارم
که تا ذخیره ایام هجر بردارم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 239
ز سیلی غمت از دیده خون همی بارم
رخ از طپانچه بدینگونه سرخ می دارم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 241
نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1723
بیار باده که اندر خمار خمارم
خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1737
شب دراز به امید صبح بیدارم
مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 386
من آن نیام که دل از مهرِ دوست بردارم
و گر ز کینهٔ دشمن به جان رسد کارم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 387
به جرم این که متاع هنر بود بارم
یکی ز گرد کسادی خوران بازارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5713
Sources
Persian text source: Ganjoor

