غزل شمارهٔ 241

Toggle stanza 1
ز سیلی غمت از دیده خون همی بارم
1

ز سیلی غمت از دیده خون همی بارم

رخ از طپانچه بدینگونه سرخ می دارم

2

گر آوری پی آزار من هزاران ناز

هزار گونه نیاز آرم و نیازارم

3

چگونه سر نهم اندر جهان ز خاک درت

چو آمده ست به کوی تو سر به دیوارم

4

چه حاجت است مرا مرهم طبیب این بس

که چاک سینه ز خاک درت بینبارم

5

اگر چه دست اجل چاکم افکند در جیب

گمان مبر که زکف دامن تو بگذارم

6

غم درشت فرو می خورم به یاد رخت

به بوی تازه گلی خاربن همی کارم

7

به وصف روی تو جامی ز بس که شعر نوشت

چکد گلاب گر اوراق او بیفشارم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 241 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood