غزل شمارهٔ 5713
Poet: Saib
Toggle stanza 1به جرم این که متاع هنر بود بارم
به جرم این که متاع هنر بود بارم
یکی ز گرد کسادی خوران بازارم
گهر شود به نهانخانه صدف پنهان
ز غیرت گهر آبدار گفتارم
چه عرض گوهر خوش آب و رنگ خویش دهم
که مرده خون به رگ رغبت خریدارم
مگر فلک ز شفق دست در حنا دارد
که عقده ای نگشاید ز رشته کارم
من بلند نوا را درین چمن مپسند
که غنچه باشد در زیر بال منقارم
نرفته است ز دل بر زبان دروغ مرا
کجی گذار ندارد به راست بازارم
بده به دست من اکسیر رنگ را ساقی
که همچو برگ خزان دیده است رخسارم
غرض زدوری چون من نگاهبانی چیست
به گرد گلشنت انگار خار دیوارم
چگونه جان برم از جور آسمان صائب
اگر نه لطف ظفرخان شود هوادارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به دیده ای که ترا دیده ام نمی یارم
کزان نظر به سوی دیگری به بار آرم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1460
حبابوارکه کرد اینقدرگرفتارم
سری ندارم و زحمت پرست دستارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2140
به روز وصل پیاپی نمای دیدارم
که تا ذخیره ایام هجر بردارم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 239
ز سیلی غمت از دیده خون همی بارم
رخ از طپانچه بدینگونه سرخ می دارم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 241
نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1723
بیار باده که اندر خمار خمارم
خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1737
شب دراز به امید صبح بیدارم
مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 386
من آن نیام که دل از مهرِ دوست بردارم
و گر ز کینهٔ دشمن به جان رسد کارم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 387
Sources
Persian text source: Ganjoor

