غزل شمارهٔ 1459
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم
اگر به تیغ ببرند بند بند مرا
تو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم
چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تست
که باز رست به دل هر پیش که برکندم
هزار کوه غم ار بر دلم نهی، بکشم
غبار خنگ تو بر دامن تو بربندم
ز بهر کشتن خویشش حیات خواهم و بس
اگر حیات دهد بعد ازین خداوندم
رو مدار که از دیدنت شوم محروم
چنین که من به جمال تو آرزومندم
دل شکسته خسرو تهی کنم یک بار
شوند محرم اگر دل شکسته ای چندم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم
دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 234
شکست عهد مودّت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سستپیوندم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 377
به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5710
Sources
Persian text source: Ganjoor

