غزل شمارهٔ 5710

Toggle stanza 1
به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
1

به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم

چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم

2

مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور

که من به یک نگه دور از تو خرسندم

3

اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق

چرا از چشم غزالان کند نظربندم

4

چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت من

همین بس است که آسوده دل ز پیوندم

5

به خون بیگنهان نیست تشنه غمزه تو

چنین که من به وصال تو آرزومندم

6

رسیده است به جایی جنون من صائب

که هیچ کس ز عزیزان نمیدهد پندم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor