غزل شمارهٔ 5710
Poet: Saib
Toggle stanza 1به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
11
به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم
22
مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور
که من به یک نگه دور از تو خرسندم
33
اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق
چرا از چشم غزالان کند نظربندم
44
چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت من
همین بس است که آسوده دل ز پیوندم
55
به خون بیگنهان نیست تشنه غمزه تو
چنین که من به وصال تو آرزومندم
66
رسیده است به جایی جنون من صائب
که هیچ کس ز عزیزان نمیدهد پندم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1459
به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم
دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 234
شکست عهد مودّت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سستپیوندم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 377
Sources
Persian text source: Ganjoor

