غزل شمارهٔ 5710
Poet: Saib
Toggle stanza 1به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم
مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور
که من به یک نگه دور از تو خرسندم
اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق
چرا از چشم غزالان کند نظربندم
چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت من
همین بس است که آسوده دل ز پیوندم
به خون بیگنهان نیست تشنه غمزه تو
چنین که من به وصال تو آرزومندم
رسیده است به جایی جنون من صائب
که هیچ کس ز عزیزان نمیدهد پندم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم
نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1459
به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم
دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 234
شکست عهد مودّت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سستپیوندم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 377
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

