آڈیوز

صداکار عندلیب کی آڈیوز میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔

853نظمیں853آڈیوز

نظمیں

غزل شمارهٔ 831بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را

آڈیو

غزل شمارهٔ 832بسته است چشم روشن از سیر، بال ما را

آڈیو

غزل شمارهٔ 833از آه روز گردان شبهای تار خود را

آڈیو

غزل شمارهٔ 834وحشت بود ز مردم از خویش بی خبر را

آڈیو

غزل شمارهٔ 835از بیخودی نمانده است پروای جسم، جان را

آڈیو

غزل شمارهٔ 836برق سبک عنان را پروای خار و خس نیست

آڈیو

غزل شمارهٔ 837زهی به ساعد سیمین شکوفه ید بیضا

آڈیو

غزل شمارهٔ 838ز موج خویش بود تازیانه ریگ روان را

آڈیو

غزل شمارهٔ 839ز راستی نبود خجلتی گشاده جبین را

آڈیو

غزل شمارهٔ 840ز جوش عشق شود با قوام، شیره جان‌ها

آڈیو

غزل شمارهٔ 841اندیشه نبود عشق را از موجه شمشیرها

آڈیو

غزل شمارهٔ 842دارند اگر سررشته‌ای در کف به ظاهر چنگ‌ها

آڈیو

غزل شمارهٔ 843ای دفتر حسن ترا فهرست خط و خال‌ها

آڈیو

غزل شمارهٔ 844به دوش توکل منه بار خود را

آڈیو

غزل شمارهٔ 845منه بر دل زار بار جهان را

آڈیو

غزل شمارهٔ 846فروغی است یکرنگی از گوهر ما

آڈیو

غزل شمارهٔ 847بی‌خودی رفتن است دل‌ها را

آڈیو

غزل شمارهٔ 848به ادب نوش، جام دولت را

آڈیو

غزل شمارهٔ 850شانه زند چو کلک من طره مشکفام را

آڈیو

غزل شمارهٔ 851ای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای را

آڈیو

غزل شمارهٔ 852ای فکر تو نقشبند جان‌ها

آڈیو

غزل شمارهٔ 854غم آتشین عذاران نه چنان برشت ما را

آڈیو

غزل شمارهٔ 855دید ز خون دلم لاله ستان خاک را

آڈیو

غزل شمارهٔ 856نیست غم نان و آب، گوشه نشین را

آڈیو

غزل شمارهٔ 857هر که با ما می کند بیگانگی

آڈیو

غزل شمارهٔ 858پیوسته خورد دل خون از بی‌غمی جان‌ها

آڈیو

غزل شمارهٔ 859باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آب

آڈیو

غزل شمارهٔ 860از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 861از تهیدستی است در مغز چنار این پیچ و تاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 862حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 863صبح روشن شد، بده ساقی می چون آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 864می نماید چشم شوخ از پرده شرم و حجاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 865بس که افکنده است پیری در وجودم انقلاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 866گرچه با هر موجه ای دام دگر می دارد آب

آڈیو

غزل شمارهٔ 867دست و پا گم می کند موج سبک لنگر در آب

آڈیو

غزل شمارهٔ 868سوز عاشق کم نگردد از فرو رفتن در آب

آڈیو

غزل شمارهٔ 869موج را هر چند آماده است بال و پر ز آب

آڈیو

غزل شمارهٔ 870نیست بحر پاک گوهر را خصومت با حباب

آڈیو

غزل شمارهٔ 871در محیط عشق باشد از سر پر خون حباب

آڈیو

غزل شمارهٔ 872گر به ظاهر بادپیماییم ما همچون حباب

آڈیو

غزل شمارهٔ 873بس که از رخسار او در پیچ و تاب است آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 874گرچه ذراتند یکسر میهمان آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 875در شب وصل تو می لرزد دلم چون آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 876از شفق هر چند شوید چهره در خون آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 877اوست روشندل که با چندین زبان چون آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 878از شفق هر صبح سازد چهره خونین آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 879چون چراغ روز، با آن روشنایی آفتاب

آڈیو

غزل شمارهٔ 880در هوای ابر لازم نیست در مینا شراب

آڈیو

غزل شمارهٔ 881کی سفیدی می تواند شد به چشم ما نقاب؟

آڈیو

غزل شمارهٔ 882چشم عاشق خاک کوی دلستان بیند به خواب

آڈیو