آڈیوز
صداکار عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 1107در چمن آیید و بربندید دید
غزل شمارهٔ 1108ساقیا باده چون نار بیار
غزل شمارهٔ 1109ساقیا باده گلرنگ بیار
غزل شمارهٔ 1110از لب یار شکر را چه خبر
غزل شمارهٔ 1111روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
غزل شمارهٔ 1112بر منبرست این دم مذکر مذکر
غزل شمارهٔ 1113ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ 1114ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ 1115ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
غزل شمارهٔ 1116هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار
غزل شمارهٔ 1117دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار
غزل شمارهٔ 1118میر شکار من که مرا کردهای شکار
غزل شمارهٔ 1119کس بیکسی نماند میدان تو این قدر
غزل شمارهٔ 1120مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در
غزل شمارهٔ 1121آمد بهار خرم و آمد رسول یار
Joyous spring has arrived and the Beloved’s message has come; we are drunk with love and intoxicated and cannot be still.
غزل شمارهٔ 1122اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
غزل شمارهٔ 1123پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
غزل شمارهٔ 1124تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
غزل شمارهٔ 1125چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
غزل شمارهٔ 1126سست مکن زه که من تیر توام چارپر
Do not slacken the bowstring, for I am your four-feathered arrow; do not turn your face away, for I am a man with one heart, not two-headed.
غزل شمارهٔ 1127وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
غزل شمارهٔ 1128بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر
غزل شمارهٔ 1129عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر
غزل شمارهٔ 1130آید هر دم رسول از طرف شهر یار
غزل شمارهٔ 1131گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر
He said, “My sugar-sweet lip is worth a treasure of pearls.” “Ah, I have no pearls.” He said, “You have not? Then buy!
غزل شمارهٔ 1132چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبر
غزل شمارهٔ 1133نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار
غزل شمارهٔ 1134چرا ز قافله یک کس نمیشود بیدار
غزل شمارهٔ 1135بیار ساقی بادت فدا سر و دستار
غزل شمارهٔ 1136نبشتهست خدا گِردِ چهره دلدار
God has written around the cheek of the Beloved the inscription Therefore take heed of him, you who have eyes.
غزل شمارهٔ 1137شدهست نور محمد هزار شاخ هزار
غزل شمارهٔ 1138چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
غزل شمارهٔ 1139مجوی شادی چون در غمست میل نگار
Look not for happiness when the Beauty’s inclination is set on sorrow, for you are prey in the clutches of a lion, my dear friend.
غزل شمارهٔ 1140بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
غزل شمارهٔ 1141ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار
غزل شمارهٔ 1142درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
If a tree could move on foot or wing, it would not suffer the pain of the saw or the blows of the axe;
غزل شمارهٔ 1143تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
غزل شمارهٔ 1144ندا رسید به جانها ز خسرو منصور
غزل شمارهٔ 1145به من نگر که منم مونس تو اندر گور
Look on me, for I shall be your companion in the grave on that night when you pass across from shop and house.
غزل شمارهٔ 1146مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
غزل شمارهٔ 1147بکش بکش که چه خوش میکشی بیار بیار
غزل شمارهٔ 1148کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر
غزل شمارهٔ 1149فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر
غزل شمارهٔ 1150به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
غزل شمارهٔ 1151قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور
My bowl has broken, and no wine has remained to me, and I am crop-sick; let Shams-e Din set in order my disordered estate—
غزل شمارهٔ 1152ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
غزل شمارهٔ 1153مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر
غزل شمارهٔ 1154چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر
غزل شمارهٔ 1155از آن مقام که نبود گشاد زود گذر
غزل شمارهٔ 1156مطربِ عاشقان بجنبان تار
Minstrel of the lovers, shake the string, strike fire into believer and infidel!

