غزل شمارهٔ 465

Toggle stanza 1
ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی
1

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

2

روشن به تو گویم که شب قدر کدام است

گر زانکه تو ادراک شب قدر توانی

3

آنست شب قدر که بر جان محمد

قرآن عظیم آمده و سبع مثانی

4

آنست شب قدر که از نور جمالش

وارست کلیم از شب تاریک و شبانی

5

آنست شب قدر که بر طلعت ماهی

تا مطلع فجرش به تماشا گذرانی

6

ماهی که بود غایت حاجات و مقاصد

ماهی که بود قبله آمال و امانی

7

جامی چو به این شب برسی از پی عمری

زنهار سلام من بیدل برسانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 475

برخیز که جان است و جهان است و جوانی

خورشید برآمد بنگر نورفشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2624

در خانه خود یافتم از شاه نشانی

انگشتری لعل و کمر خاصه کانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

امروز در این شهر نفیر است و فغانی

از جادوی چشم یکی شعبده خوانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2634

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی

هر چند که بالغ شدی آخر نه تو آنی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 219

بربود دلم در چمنی سرو روانی

زرین کمری، سیمبری، موی میانی

سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 63 - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 197 - در رثاء

ای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی

حیران شده از ذات لطیف تو جهانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 194 - در مدح ابوبکربن محمد

حیف است درین فصل دماغی نرسانی

چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6957

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور