غزل شمارهٔ 475

شاعر: حافظ

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
1
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

People spake, saying : " (In beauty) a second Yusuf thou art ;" When, well, I looked, verily better than that (I had heard) thou art.

2
شیرین‌تر از آنی به شکرخنده که گویم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی

Sweeter than that which, with sweet smile, they say thou art, Khusrau of the lovely ones ! for, the Shirin of the age, thou art.

3
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی

To the (folded) rose-bud, thy mouth, one cannot compare : Never is the rose-bud with this narrow-mouthness.

4
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟

A hundred times Thou saidest: "From this mouth, thy desire I give ;" Like the noble (ten-tongued) lily, why art Thou all a tongue?

5
گویی بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهی کامم و جانم بستانی

Thou saidest : " Thy desire, I will give ; thy life, I wilt take ;" I fear my desire, Thou givest not ; and my life Thou wilt take.

6
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی

Through the shield of my life, Thy (sick, languishing) eye causeth to pass the poplar (-arrow); (The eye) sick, who hath seen with so strong a bow ?

7
چون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم
آن را که دمی از نظر خویش برانی

(O true Beloved !) like the (worthless) tear from the eye of man, him Thou easiest, Him, whom a moment, away from Thy sight, Thou drivest.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465

برخیز که جان است و جهان است و جوانی

خورشید برآمد بنگر نورفشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2624

در خانه خود یافتم از شاه نشانی

انگشتری لعل و کمر خاصه کانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

امروز در این شهر نفیر است و فغانی

از جادوی چشم یکی شعبده خوانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2634

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی

هر چند که بالغ شدی آخر نه تو آنی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 219

بربود دلم در چمنی سرو روانی

زرین کمری، سیمبری، موی میانی

سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 63 - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 197 - در رثاء

ای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی

حیران شده از ذات لطیف تو جهانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 194 - در مدح ابوبکربن محمد

حیف است درین فصل دماغی نرسانی

چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6957

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…