غزل شمارهٔ 2762

Toggle stanza 1
برداشتن دل ز جهان کرد گرانی
1

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی

2

مهمیز رمی نیست چو تکلیف تعلق

نامت نجهد تا به نگینش ننشانی

3

ای بیخبر از ننگ سبکروحی عنقا

تا نام تو خفت کش یادی‌ست گرانی

4

سر پنجهٔ تسخیر جهانت به چه ارزد

دست تو همان‌ست که دامن نفشانی

5

بر هرکه مدد کرده‌ای از عالم ایثار

نامش به زبان گر ببری بازستانی

6

سطر نفس و قید تأمل چه خیال است

هر چند بمیری ‌که تواش سکته نخوانی

7

هر جات بپرسند ز تمثال حقیقت

باید نسب حرف به آیینه رسانی

8

آب است تغافل به دم تیغ غرورش

یا رب‌ که ز خونم نکند قطع روانی

9

تحقیق تو خورشید و جهان جمله دلایل

پیداست چه مقدار عیانی که نهانی

10

هرکس به خیال دگر از وصل تو شادست

هنگامهٔ ‌کنج دهن و موی میانی

11

کیفیت آن دست نگارین اگر این است

طاووس کند گل مگسی را که برانی

12

ای موج‌ گهر آب شو از ننگ فسردن

رفتند رفیقان و تو در ضبط عنانی

13

بیدل اثر نشئهٔ نظم تو بلندست

امید که خود را به دماغی برسانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 475

برخیز که جان است و جهان است و جوانی

خورشید برآمد بنگر نورفشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2624

در خانه خود یافتم از شاه نشانی

انگشتری لعل و کمر خاصه کانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

امروز در این شهر نفیر است و فغانی

از جادوی چشم یکی شعبده خوانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2634

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی

هر چند که بالغ شدی آخر نه تو آنی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 219

بربود دلم در چمنی سرو روانی

زرین کمری، سیمبری، موی میانی

سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 63 - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 197 - در رثاء

ای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی

حیران شده از ذات لطیف تو جهانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 194 - در مدح ابوبکربن محمد

حیف است درین فصل دماغی نرسانی

چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6957

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور