شمارهٔ 197 - در رثاء

Toggle stanza 1
تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی
1

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی

2

تا دیدهٔ چون نرگس ما بینی در خاک

از خون دل ما شده چون لاله ستانی

3

تا دو لب پر گوهر ما بینی در خاک

در گور چو پر خاک یکی غالیه دانی

4

تا قامت چون تیر مرا بینی در گل

چفته شده و خشک چو بی‌توز کمانی

5

ما کشتهٔ چشم بد چرخیم وگرنه

اینجا چه کند خفته تر و تازه جوانی

6

نادیده چو شاهان جوان بخت به ناگاه

برساخته از تختهٔ تابوت نشانی

7

یک نو خط نوشاد میفتاد به صد قرن

زین چنبر گردنده به صد قرن قرانی

8

آن جامه که میل تن ما بود بد و بیش

از مردن او گور بپوشید چنانی

9

ای دوست چو سودی نکند گوهر ما را

آن به که نکوشی بخروشی به فغانی

10

نان پیش فرست از پی آن کامدگان را

آبیست درین در ز پی دادن نانی

11

خر پشتهٔ ما بیش میارای که ما را

هر روز می‌آراسته بخشند جنانی

12

اینجا همه لطفست کسی را که نبودست

هرگز به خدا و به رسولانش گمانی

13

زانگونه که گر هیچ بپرسی ز تو هر خاک

زین شکر عجب نیست که بی‌کام و زبانی

14

از بس کرم و لطف خداوند برآید

آوازهٔ المنةالله به جهانی

15

بی‌خدمت او کس به همه جای مماناد

چون خامه و چون نیزه یکی بسته میانی

16

دیدیم که اندر ره او شرک نگنجد

خود را ز همه باز خریدیم به جانی

17

ای پیر همان کن تو که ما روز جوانی

حقا که در این بیع نکردیم زیانی

18

با خدمت حق باش که گر باشی ور نه

از مرگ بیابی به همه عمر امانی

19

کز بهر تو یک روز همین بانگ برآید

در گوش عزیزانت که بیچاره فلانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 475

برخیز که جان است و جهان است و جوانی

خورشید برآمد بنگر نورفشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2624

در خانه خود یافتم از شاه نشانی

انگشتری لعل و کمر خاصه کانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

امروز در این شهر نفیر است و فغانی

از جادوی چشم یکی شعبده خوانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2634

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی

هر چند که بالغ شدی آخر نه تو آنی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 219

بربود دلم در چمنی سرو روانی

زرین کمری، سیمبری، موی میانی

سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 63 - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است

حیف است درین فصل دماغی نرسانی

چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6957

ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی

وی هر سخنی از لب جان‌بخش تو جانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 801

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور