غزل شمارهٔ 6957

Toggle stanza 1
حیف است درین فصل دماغی نرسانی
1

حیف است درین فصل دماغی نرسانی

چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی

2

آن روز ترا نخل برومند توان گفت

کز هر که خوری سنگ، عوض میوه فشانی

3

این بادیه از کاهلی توست پر از خار

از خار شود ساده اگر گرم برانی

4

لوح دلت از نقش جهان ساده نگردد

تا درسی ازان صفحه رخسار نخوانی

5

از دور نیفتد قدح بزم مکافات

زهری که چشیدن نتوانی نچشانی

6

گر خسته دلان را به شکر دست نگیری

شرط است که چون نی به نوایی برسانی

7

غم نیست غباری که ازان دست توان شست

از روی گهر گرد یتیمی چه فشانی؟

8

پیش و پس اوراق خزان نیم نفس نیست

خوشدل چه به عمر خود و مرگ دگرانی؟

9

صائب دل و جان از پی دلدار روان است

هشدار کز این قافله دنبال نمانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 475

برخیز که جان است و جهان است و جوانی

خورشید برآمد بنگر نورفشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2624

در خانه خود یافتم از شاه نشانی

انگشتری لعل و کمر خاصه کانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2633

امروز در این شهر نفیر است و فغانی

از جادوی چشم یکی شعبده خوانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2634

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی

هر چند که بالغ شدی آخر نه تو آنی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 219

بربود دلم در چمنی سرو روانی

زرین کمری، سیمبری، موی میانی

سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 63 - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است

تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی

وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 197 - در رثاء

ای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی

حیران شده از ذات لطیف تو جهانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 194 - در مدح ابوبکربن محمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور