غزل شمارهٔ 464

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی
1

بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی

باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی

2

از ناله دمادم فرسوده شد زبانم

می بایدم ز آهن همچون جرس زبانی

3

عمری به پیش تیرش بودی تنم نشانه

اینک به سینه هرجا از زخم او نشانی

4

از تاج سربلندان شد عالی آستانش

زین آستان نباشد عالیتر آستانی

5

آهی که دور ازان مه خوردم فرو به سینه

بهر خراش جانم شد آتشین سنانی

6

باشد بهار خرم آن رخ ز سبزه خط

یارب مباد هرگز آسیبش از خزانی

7

از ضعف و عجز و پیری جامی ز پا فتادی

ای وای اگر نگیرد دست تو نوجوانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی

یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1869

ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1900

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2760

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

دامن فشاندن من دارد جگر فشانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2773

ای گوهر خدایی آیینه معانی

هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2941

اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2957

ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2959

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

جویای هر چه هستی می‌دانک عین آنی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2960

اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان

واسبح سباح حوت فی قلزم‌المعانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3222

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 613

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور