غزل شمارهٔ 911

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی
1

لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی

عشق می گویم و جان می دهم از لذت وی

2

ذکر توبه مکن ای شیخ که با باده فروش

کرده ام عهد که دیگر نکنم توبه ز می

3

همت از پیر مغان خواه که از خود برهی

جز بدان بدرقه مشکل شود این مرحله طی

4

یار در جان و دلم در طلبش سرگردان

سیر مجنون سوی هر وادی و لیلی در حی

5

شعله زد آتش ما از دم می ای مطرب

این چه دم بود که امروز دمیدی در نی

6

نکنی رقص که من کوه وقارم ای شیخ

پیش رندان سبک روح گرانی تا کی

7

جامی اوصاف می صاف نیارد گفتن

گر نه فیضش رسد از باطن خم پی در پی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور